خرید بک لینک
هر روز که خورشید طلوع میxadکند دلم دنبال بهانهxadهای تازه است تا خودش باشد. تجربهxadهای تلخ و شیرین، تکرار میxadشوند.. و من هنوز سرم پایین است- مثل قدیمxadها- فقط جلوی پایم را میxadبینم..! سرم پایین است.. نگاهم انگار کفxadفرش خیابان را دنبال میxadکند، ولی دلم جای دیگری است! دلم دارد مرور میxadکند خاطراتم را.. "چقدر سخت جانم!" این تنها جملهxadایxadست که بعد از لحظاتی به دنبال دارد، "آهxadام" را... فعلا یاعلی

برچسب: نویسنده: کوروش طاهری تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 19:27

سکوت یعنی گفتن در نگفتن.. یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف.. یعنی تمرین برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالائی قلبِ مادر در تنهائی محض.هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست، بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هاست.سکوتِ محکومِ بی گناه، یعنی بغض، آه، گریهء درون.سکوتِ مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی.سکوتِ یک محکوم به مرگ، پر از پشیمانی لزج است.سکوتِ قاضی، رعب آورترین سکوتِ زمینی است، وقتی بدانی گناهکاری.سکوتِ عاشق در جفای معشوق، یعنی پاس حرمتِ عشق.سکوتِ وداعِ واپسین دیدار دو دلدار، همیشه مرطوب است.خیالتان آسوده، سکوتِ مرگ، سرد و منجمد است، ولی شکستنی نیست. غیرقابل درک ترین سکوت، متعلق به معلم ادبیات پیری است که، شاگرد قدیمش را در حال غلط خواندن گلستان سعدی از تلویزیون می بیند.آزار دهنده ترین سکوت، وقتی است که دروغ می گوئی و مخاطبت در سکوتی سنگین، فقط نگاه می کند.تابلوهای جهت نما، در خیابان و جاده ها، در سکوتی بی ادعا، عابران را راهنمائی می کنند.تمام مردم جهان، با یک زبان واحد سکوت می کنند، ولی به محض باز کردن دهان از هم فاصله می گیرند.کرو لال ها، در سکوتِ محض با هم حتی پرچانگی هم می کنند.سکوت، خیلی خیلی خوب است، اما نه هر سکوتی.بعضی با سکوت آنقدر دشمنند که حتی در خواب هم آنرا با پریشان گوئی می شکنند.بعضی سکوت را به رشوه ای کلان می خرند و با سودی سرشار، به اسم حق السکوت، می

برچسب: نویسنده: کوروش طاهری تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 19:27

عشق یعنی استخوان و یک پلاک آری! عشق یعنی استخوان و یک پلاک.. عشق یعنی تو.. یعنی همین تکه استخوانxadهای پاکxad و همین پلاک خاکیxadات.. عشق یعنی تو یعنی 28سال غریبانه دور از خانه و کاشانه.. 28سال گمنامی عشق یعنی تو، که غریبانه جان دادی و انتظاری اینگونه را برایمان رقم زدی.. عشق یعنی تو، یعنی مادرت! آری عشق یعنی مادری که تمام این سالxadها را چشم براهی کشید و نتوانست فراقت را تاب بیاورد، و پرکشید.. ناصر جان! چگونه از عشق بگویم! چگونه تو و همرزمانت را توصیف کنم در حالی که زبانم قاصر است! دست و پایم در گِل مانده است! و وجودم را گناه فرا گرفته..! چگونه با زبانی که هر روز گناه میxadکند تو را بخوانم! چگونه با چشمی که هر روز شهوترانی میxadکند به چشمانت نگاه کنم! چگونه صدایت کنم وقتی تمام وجودم آغشته به دنیا پرستی است! ناصر عزیزم! یادم است که وقتی وصیت نامهxadات را میxadخواندم غرق در شرمندگی بودم.. اشک پهنای صورتم را گرفته بود! نوشته بودی: "نمیxadخواهم که مُهر خیانت برجبینم بکوبند و داغ فراق یاران در دل داشته باشم..!" اما ما چه بگوییم ناصرجان! ما چگونه بوده ایم!؟ چقدر در فراق یاران سوخته ایم!؟ آیا جز خیانت به خون شهدا کاری کرده ایم؟! رفتارمان، گفتارمان، چگونه بوده است؟! برای حجاب و ناموسمان چه کرده ایم؟! زنان و دخترانمان چگونه در اجتماع ظاهر میxadشوند؟! امر به معروف و نهی از منکر را زنده نگه داشته ایم؟! نم

برچسب: نویسنده: کوروش طاهری تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 19:27

و بی مقدمه از امروزم مینویسم. بعد از 3هفته کسالت شدید، یه روز کاری سخت ولی شیرین رو پشت سر گذاشتم و الان در کلاس وبلاگ نویسی استاد نوروزی عزیز، در حال نوشتن این مطلبم.. بعد از سه هفته دوری از بچه های دوست داشتنی کلاس امروز بهم انرژی خاصی داد. از اونجا که فرصت برای نوشتن کافی نیست، دو تا عکس یهویی با استاد بزرگوار و همکلاسی های گلم باهاتون به اشترام می گذارم.

برچسب: نویسنده: کوروش طاهری تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 19:27

بر روی برگ های پاییز آرام قدم بردار!

این صدای ناله ی هزاران عاشقی ست که در زیر درخت بیوفایی، فریاد جدایی سرداده اند...!

یادت باشد! هم نوا با برگ های پاییز می توان بهترین سمفونی عشق را کشف کرد!

فقط باید رمز عاشقی را بلد باشی...

برچسب: نویسنده: کوروش طاهری تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 19:27

صفحه بندی